شعر و دکلمه

شعر از من خواندن از تو ، دکلمه از من شنیدن از تو

یاد خدا

در دل شب وقت سحر یاد تو 

سجده کنم گریه کنم نزد تو

نزد تو گویم همه دردم خدا 

چون که تو درمون منی ده شفا

ای که تو آرامش قلب منی

 شاد شوم شاد شوم مهتری

هر شبُ هر روز بگم ذکر تو

 چون که امیدم به تو نیس غیر تو

جز تو خدا نیس کسی یاورم 

هست خدایم همه ی باورم

عشق خدایی

از این شدّت عاشقی شاعرم

که هر لحظه کرد کند عاشقم

اگر من گناهی شوم مرتکب

و بخشش بخواهم بشم منقلب

همانی که بخشی گناهی ز ما

خدایا من از تو نمیشم جدا

کبیری رحیمی غفوری غنی 

پریشان نباشم که هستی ولیّ

و دانم که مانم در این عاشقی

کند فضل ایزد مرا متقیّ